تبليغاتX
پسر آتشین
کمال سر محبت ببین نه نقص گناه که هر که بی هنر افتد نظر به عیب کند
 خاتمي :مفتخرم كه ايراني ام و ایرانی خواهم ماند

خاتمي :مفتخرم كه ايراني ام و ایرانی خواهم ماند

اخیراً شنیده ام که گفته اند خاتمی در سازمان ملل از روح ایرانی دفاع کرد و دیگران از امام زمان (عج)؛

 من با غرور از روح بلند ایرانی دفاع کرده و می‌کنم و مفتخرم که ایرانی هستم و همواره ایرانی خواهم ماند. به همین دلیل تلاش برای سربلندی ایران و بالا بردن حرمت ایرانی هدف من است و فکر می‌کنم یکی از موفقیت های نسبی دوران مسؤولیتم احساس حرمت ایران از هر قشر و طبقه‌ای در داخل و خارج از مرزهای ایران بود.

 

سيّد محمّد خاتمي كه در جمع فعالان سياسي و اجتماعي استان كهگيلويه و بوير احمد سخن مي گفت با اشاره به موانع استقرار مردم سالاري تأكيد كرد: نبايد منتظر باشيم ديگران موانع را از سر راه ما بردارند.

 مردم بايد به صحنه بيايند و اندك‌اندك موانع را كمرنگ كنند تا جمهوري اسلامي به معني واقعي تحقق پيدا كند .‌جريان سياسي كه نام اصلاح طلبي به خود گرفته بايد همچنان در عرصه حضور فعال داشته باشد و معتقدم وجود اين جريان به نفع ايران است و علي رغم جفاهايي كه امروز هم به اين جريان مي شود نبايد عرصه را خالي بگذارد.


بسياري از اين جفاها و ناروا گويي ها از سوي كساني انجام مي شود كه مي‌خواهند خود را مطرح كنند يا به دنبال سوء استفاده از موضع گيري و واكنش ما هستند، اما بايد هوشيار بود و با بي اعتنايي اين افراد را از رسيدن به اهدافشان كه همانا دفاع از خود در مقابل تهمت هاي ناروا است ناكام گذاشت. پرداختن به اين مسائل همان چيزي است كه غرض ورزان را خشنود مي كند و بهترين راه حل اين است كه كريمانه از كنار اين مسائل عبور كنيم.

 مؤمنين اگرچه ممكن است به ظاهر براي مقاطعي مورد ستم قرار بگيرند، اما خداوند مدافع مؤمنان است.


كسي كه مي خواهد به مردم خدمت كند نبايد از تخريب ها بهراسد.

 كساني كه نامشان به‌ ناسزاگويي و درشت‌گويي معروف است در جامعه نفوذ كلام ندارد.

اخيراً شنيده ام كه گفته اند خاتمي در سازمان ملل از روح ايراني دفاع كرد و ديگران از امام زمان (عج)؛
من با غرور از روح بلند ايراني دفاع كرده و مي‌كنم و مفتخرم كه ايراني هستم و همواره ايراني خواهم ماند. به همين دليل تلاش براي سربلندي ايران و بالا بردن حرمت ايراني هدف من است و فكر مي‌كنم يكي از موفقيت هاي نسبي دوران مسؤوليتم احساس حرمت ايران از هر قشر و طبقه‌اي در داخل و خارج از مرزهاي ايران بود.
اولين باري كه مسأله مهدويت در سازمان ملل مطرح شد، مربوط به اولين نطق من در سال 1377 در صحن سازمان ملل بود. اما در آن زمان مهدويت به زباني مطرح شد كه مورد توجه و حرمت قرار گرفت. من به اين موضوع افتخار مي كنم همانطور كه دفاعم از روح ايراني از زبان فردوسي در جمع ايرانيان آمريكا نيز نتايج مثبت قابل توجهي داشت.


سخنان من در سازمان ملل موجب برانگيخته شدن احساسات ضدايراني چه در دنياي اسلام، چه در دنياي غرب نشد.

 طرح مسأله مهدويت در چارچوب ايده گفت‌وگوي تمدن‌ها مورد توجه سران حاضر در سازمان ملل متحد قرار گرفت. بسياري از مراجع عظام و علماي بزرگ نيز از طرح مسأله مهدويت در سطح سازمان ملل و نتايج مثبت آن اظهار خرسندي نمودند. قضاوت در مورد اينكه درباره امام زمان (عج) و مهدويت چگونه و با چه زباني و با چه شيوه‌اي بايد سخن گفت موضوعي است كه ديگران بايد در مورد آن قضاوت كنند.


به اعتقاد من تجلّي روح ايراني چهار جلوه دارد. يكتاپرستي ،حقيقت‌جويي،عدالت‌خواهي و در نهايت رواداري چهار مشخصه بارز روح ايراني است و نشان مي دهد روح ايراني قادر است با وجود اختلاف نظرهايي كه با ديگران دارد با آنها همزيستي كند.

به همين دليل است كه عناصر بسياري از فرهنگ‌ها را مي توان در فرهنگ ايراني جستجو كرد. فرهنگ ايراني فرهنگ سعه صدر در مقابل ساير فرهنگ‌ها است و ايراني بي آنكه هويت خود را از دست بدهد، به تبادل فرهنگي با جهان پرداخته است.
چرا در ايران اهل‌بيت عليهم السلام نه تنها براي شيعيان، بلكه براي اهل تسنن ايراني و حتي مسيحيان، كليميان و زرتشتيان ايران هم از جايگاه رفيعي برخوردارند؟ اين روح بلند ايراني است، روح حقيقت جو و عدالت جويي كه در مقابل مظاهر و مصاديق حقيقت و عدالت يعني اميرالمؤمنين علي (ع) و فرزندان او سر خضوع فرود مي آورد.


چرا نبايد از اين روح دفاع شود؟

چه كساني مي‌خواهند روح ايراني را مقابل اسلام و ارزش‌هاي اسلامي جلوه دهند؟

 كساني كه مي خواهند تصوير اسلام تصويري انعطاف ناپذير و توأم با خشونت نسبت به انسان و حقوق او باشد.

 اينها بدون شك اسلام را نمي شناسند. اين گروه نه تنها با روح ايراني مخالف اند، بلكه با انسانيت هم در تضاد اند و چنين برداشت و تصويري از اسلام‌ در ايران و در انقلاب اسلامي مردم ايران جايگاهي نداشته و نبايد اجازه داد در جمهوري اسلامي نيز جايگاه و پايگاهي پيدا كند. اگر اين بينش و گرايش منحرف بخواهد خود را به عنوان اسلام معرفي كند بايد با جديت جلوي اين تفكر ايستاد و اجازه نداد انقلاب اسلامي و روح ملّت بزرگ ايران به نفع يك جريان كه هم با انقلاب اسلامي و هم با روح بلند ايراني در تضاد است مصادره شود.


ديدگاههاي تنگ و تاريك در جمهوري اسلامي كوچكترين جايگاه و پايگاهي نداشته و روح عدالت خواه، حقيقت‌جو و مداراطلب ايراني همواره از جمهوري اسلامي دفاع مي كند.
آيا در اسلام معرفي شده از سوي انقلاب ما مردم نيازمند قيم هستند يا خدمتگزار. اسلامي كه جريان انقلاب ما برپايه آن شكل گرفت و امام (ره) آن را نمايندگي مي‌كردند و مردم با دل و جان آن را پذيرفتند، مردم را رشيد مي‌ديد و هرگز به دنبال قيّم براي مردم نبود. خداوند هدف بعثت پيامبر انش را قيام براي برقراري عدل خوانده است، نه اينكه قيم ديگران باشند تا عدل به آنها تحميل شود.


چنين ديدي بر انقلاب اسلامي ما حاكم بود و با استقرار جمهوري اسلامي اين ديدگاه مترقي اسلام در قالب نظام حكومتي مستقر شد. منشاء قدرت در نظام اسلامي مردم هستند. بايد ابتدا ديدگاه ها به روشني مشخص شود. بايد به درستي مشخص كنيم كه آيا ما قيم مردم هستيم؟ يا مي‌خواهيم مردم قيم داشته باشند؟ يا اينكه مي‌خواهيم مردم رشد كنند و خودشان سرنوشت خويش را با آگاهي در دست بگيرند؟ كساني كه به قدرت مي‌رسند بايد نماينده مردم و خدمتگزار آنان باشند. مردم هم اگر به هر دليلي روزي تصميم گرفتند كه آنها را كنار بگذارند بايد بتوانند فرد ديگري را برگزينند.


بايد بر روي ديدگاه درست پافشاري كرد. حاكمان قيم مردم نيستند، بلكه خدمتگزار مردم اند. مردم به آنها رأي داده‌اند و تا معيار‌هاي اسلامي و اخلاق ديني مورد قبول جامعه ارائه شود. لذا حكومت موظف است اين معيار‌ها را رعايت كند، اما متأسفانه در خيلي از جاها اين مسأله رعايت نمي‌شود.
رئيس جمهوري سابق ايران ادامه داد: در دولت قبل در صدد پايدار كردن اخلاق در جامعه بوديم، اما شاهد هستيد كه كساني به نام انقلاب و به نام اسلام تا چه حد بد اخلاقي را در جامعه رواج دادند؟ آيا در جايي كه در مقابل يك انحراف و گناه فرعي عكس‌العمل نشان داده مي‌شود در مورد گناهان بزرگ و بدخلقي‌هاي زشت هم حساسيت هست يا به عكس اين اعمال ترويج مي‌شود؟ ما در مقابل گناهان بسيار بزرگ از جمله تخريب، تهمت و بدتر از همه دروغ گفتن به مردم بايد حساس باشيم. در حكومتي كه برپايه معيار‌هاي اسلامي عمل مي كند هركس بايد در مقابل اصول مسؤول باشد. اگر اصول را فراموش كنيم امكان اينكه پياده كردن فروع در جامعه نيست. اگر ما خودمان بر مبناي اخلاق رفتار كنيم، با مردم راستگو باشيم و خدمتگزار واقعي مردم باشيم، مردم بيشتر به ارزش‌ها علاقمند و پايبند مي‌شوند. خدمتگزاري فراهم آوردن زمينه بيشتر حضور دولت و مشاركت مردم در عرصه اقتصاد و در عرصه سياست و اجتماع است و اگر گفته مي شود كه بخش خصوصي بايد فعال و تقويت شود تا همه نيازهاي مردم توسط خود مردم برآورده شود يا اگر گفته مي شود كه نبايد سرمايه نسل هاي آينده را به يكباره مصرف كرد، اينها همه دغدغه هاي انجام وظيفه خدمتگزاري است.

مبادا تصور شود كه دموكراسي يعني اينكه قرار است شب بخوابيم، صبح سفره‌اي پهن كنند بگويند بفرماييد سر سفره. دموكراسي مردم‌سالاري است كه پايه‌اش خود مردم هستند.
دست كردن در جيب ملت و به اين و آن دادن سرمايه ملي مشكلي از مردم ما حل نمي‌كند. ما بايد زمينه حضور مردم در عرصه سياسي، فرهنگي، اقتصادي و مديريت جامعه را فراهم آوريم. در اين صورت است كه ما اسلام و روح ايراني را در جامعه استقرار داده‌ايم.


مردم ايران مردم رشيدي هستند، اما بايد متوجه باشند صاحبان اصلي انقلاب و كشور آنها هستند. اين مردم هستند كه بايد رأي بدهند و خودشان بايد از رأيشان دفاع كنند. ممكن است راه‌هاي مشاركت بسته شود و آن‌گونه كه مردم دلشان مي‌خواهد يا در سطح وسيعي نتوانند حضور داشته باشند زيرا به هر حال ايستگاه‌هاي كنترلي وجود دارد كه نگاه قيموميتي به جامعه دارد و ممكن است جامعه را محروم كند، اما اين به معني عدم حضور نيست.
در انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي ديديم كه از اصلاح‌طلب ها در سراسر كشور تنها حدود يكصد نفر تأييد صلاحيت شدند، در حالي كه بسياري از چهره‌هاي شاخص را به بهانه هاي گوناگون از حضور در صحنه رقابت بازداشتند. بيش از 50 نفر از آنها در مجلس رأي آوردند. آيا اگر براي 290 حوزه امكان رقابت آزاد فراهم بود، امروز نتيجه امر همين بود؟

سید محمد خاتمی  Khatami


بايد شرايطي فراهم شود كه مردم بيشتردر عرصه حضور داشته باشند. زماني كه محدوديت ايجاد مي شود، بايد بازخواست شود كه آيا نمايندگان مردم، نماينده واقعي مردم اند يا با چند واسطه نماينده مردم هستند.
اگر مردم خود بيدار باشند و هوشيارانه بازخواست كنند در اين صورت حتي اگر محدوديت‌هايي باشد بسياري از امور مطابق خواست مردم پيش خواهد رفت. مردم بايد در صحنه باشند تا دولت يا نماينده مجلس يا وزير احساس كند زيرنظر مردم است و مورد بازخواست مردم. همين‌ سبب مي‌شود تا حدودي خواست مردم تحقق يابد.
كساني كه مي خواهند وارد عرصه رقابت هاي انتخاباتي رياست جمهوري شوند بايد سعي كنند انتخابشان نزديك به معيارهايشان باشد. نتيجه انتخابات هم هرچه شد منتخب مردم در مقابل همه مردم مسؤول است و مردم هم ‌بايد با شجاعت اين مسؤوليت را مطالبه كنند. مردم بايد بخواهند، بازخواست كنند، بگويند كه ما چه مي‌خواستيم و اولويت با چيست. نبايد احساس كنند كه انتخاباتي برگزار شد و ديگر كار از دست مردم بيرون رفته است. حضور مردم بدين معناست كه مردم نسبت به تمامي مسائلي كه در كشور مي‌گذرد ناظر بوده و نسبت به آنچه در عرصه مديريت كشور مي‌گذرد بي‌تفاوت نباشند.


صحبت از ايران و ايراني است آن هم در جمعي كه نماينده يكي از خالص ترين و مخلص ترين اقوام ايراني است. كهگيلويه و بويراحمد در قلب ايران قرار گرفته و روح ايراني را مي توان به خوبي در اين خطه دريافت. يكي از افتخارات مردم كهگيلويه و بويراحمد اين است كه در تاريخ از جمله نمايندگان روح ايراني بوده اند و اگر نگوييم تجلي روح ايراني در اين خطه بيش از همه جاست، بايد اقرار كنيم كه كهگيلويه و بويراحمد يكي از بخش‌هايي است كه مي‌توان در آنجا خالص‌تر، بهتر، برجسته‌تر و روشن‌تر معيارها و برجستگي‌هاي روح بلند ايراني را به نظاره نشست.

|+| نوشته شده توسط محمد امین فدائی در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387  |
 
 
بالا