تبليغاتX
پسر آتشین
کمال سر محبت ببین نه نقص گناه که هر که بی هنر افتد نظر به عیب کند
  سازمان میراث فرهنگی ایران بی کفایت است
به نظر من سازمان میراث فرهنگی ایران یک سازمان کاملا بی کفایت است و من این مطلب را با احتیاط بیان کردم اگر چه اگر می خواستم حرف دلم را  بگویم می گفتم یک سازمان خیانتکار به میراث فرهنگی کشورمان

برای اثبات خرف دل من به مطالب زیر نگاه کنید

 

پل شاپور،  شاهکار ی از معماری دوران ساسانی، که جزو آثار ثبت شده ملی است پس از قرن ها سرپا ايستادن فرو ريخت

فرهنگ دوستان بارها از سازمان ميراث فرهنگی تقاضای اقدام کرده بودند اما مثل هميشه اين سازمان اهميتی نداد

و در پاسخ در تاریخ :۱۹ / فرودین / ۷۸ چنین بیان کردنند :

طی سالهای اخیر کوچکترین اسیبی به پل شاپوری وارد نشده و درج هر گونه خیر در این مورد کذب محض است !

|+| نوشته شده توسط محمد امین فدائی در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387  |
  حسین ثابت کیست ؟

درود بر ایرانیان شرافتمندی که نام

 

 کورش کبیر

 

را زنده نگه میدارند

حسین ثابت: ۷۱ ساله و متولد مشهد است. او از ثروتمندترین مردان ایران به شمار می رود که در آلمان زندگی می‌کند.

ثابت در جزایر قناری ۹ هتل مجلل با پنج هزار تخت دارد و در ایران نیز هتل بزرگ داریوش را به سبک تخت جمشید در کیش ساخته است.

وی، غیر از این هتل، هفت هتل دیگر نیز در کیش دارد.

همچنین هتل 7 ستاره کوروش که تمام سیستم های آن با نور خورشید است را هم قبل از پایان سال 1389 در کیش افتتاح خواهد کرد .

این هتل ۷ ستاره ( کورش ) بزرگترین و مدرنترن هتل جهان خواهد بود که با دست توانای اقای حسین ثابت در جزیره کیش ساخته میشود

 شرکت اسب ایران و 25% سهام هتل های لاله و شرکت هواپیمایی فراز قشم نیز از دیگر فعالیتهای اوست

هتل بزرگ داریوش هتل ۵ ستاره‌ای در جزیره کیش است که با سرمایه‌گذاری حسین ثابت ساخته شد.

این هتل با الهام از تخت جمشید بصورت سمبلی از افتخار و عزت ایران باستان در دوران هخامنشیان ساخته شده‌است.

این هتل دارای ۱۶۸ اطاق می‌باشد و با سرمایه‌ای معادل ۱۲۵ میلیون دلار ساخته شده‌است.






ولی این تنها  همه محبت اقای حسین ثابت به ملت ایران نیست

با توجه به تحریم های امریکا و اروپا بر روی صنعت هوایی ایران و علارغم مشکلات  مقامات جمهوری اسلامی در  تامین هواپیمای مورد نیاز مردم ایران - اقای حسین ثابت تعداد ۷ فروند هواپیما از نوع   مکدونالد داگلاس  MD83  را با سرمایه شخصی خود خریداری کرده و تا این لحظه ۴ فروند ان به فرودگاه کیش منتقل شده است

 

|+| نوشته شده توسط محمد امین فدائی در یکشنبه هجدهم فروردین 1387  |
 وضعیت هواپیمایی ملی ایران

وضعیت هواپیمایی ملی ایران ( IRAN AIR )

 

گروهی از بازرگانان ایرانی در سال ۱۹۴۶، نخستین شرکت هواپیمایی حامل پرچم ایران را با نام ایرانین ایرویز تأسیس نمودند. این شرکت به جابجایی مسافر و بار در مسیرهای داخلی و منطقه ای می پرداخت و علاوه بر آن یک پرواز هفتگی باری نیز به اروپا انجام می داد. ناوگان آن از تعدادی هواپیمای داگلاس دی سی ۳ تشکیل شده بود. بعدها تعدادی هواپیمای دی سی ۴ و ویسکانت نیز به ناوگان ایرانین ایرویز اضافه شد.

در سال ۱۹۵۴، یک شرکت هواپیمایی خصوصی دیگر به نام پرشین ایرسرویسز (پاس) در تهران تشکیل شد. پاس فعالیت های خود را در زمینه حمل بار آغاز کرد و بعدها به حمل مسافر در مسیرهای داخلی منتهی به تهران نیز پرداخت. این شرکت در سال ۱۹۶۰ پروازهای بین‌المللی خود را در مسیرهای اروپایی آغاز نمود. این مسیرها شامل تهران-لندن، تهران-پاریس، تهران-ژنو و تهران-بروکسل می شد. این پروازها با استفاده از هواپیماهای دی سی ۷ اجاره شده از شرکت سابنا انجام می گرفت.

در روز ۲۴ فوریه سال ۱۹۶۲، دو شرکت ایرانین ایرویز و پرشین ایرسرویسز در یکدیگر ادغام شده و شرکت هواپیمایی ملی ایران (هما)، با نام بین‌المللی ایران ایر (IRAN AIR) تأسیس گشت. این شرکت ملی اعلام شد و تمام امکانات و پرسنل دو شرکت مذکور را در اختیار گرفت. در همان زمان نشان هما برای این شرکت تازه تأسیس طراحی گشت.

هما پروازهای خود را با بهره‌گیری از هواپیماهای داگلاس دی سی ۳، دی سی ۶، ویکرز و آورویورک آغاز نمود و در سال ۱۹۶۴ به عضویت کامل یاتا در آمد.

 

 دوران طلایی

اولین پرواز هما با هواپیماهای جت در سال ۱۹۶۵ با استفاده از یک فروند بوئینگ ۷۲۷-۱۰۰ در مسیر تهران-بیروت انجام شد. پس از آن شرکت تصمیم به تبديل تمام ناوگان خود به هواپیماهای جت گرفت. با شروع دهه ۱۹۷۰ عصر طلایی هما نیز آغاز گشت. در سال ۱۹۷۱ تعدادی بوئینگ ۷۳۷-۱۰۰ و در سال ۱۹۷۴ تعدادی بوئینگ ۷۲۷-۲۰۰ وارد ناوگان شرکت شد. همچنین تحویل هواپیماهای گران قیمت بوئینگ ۷۴۷ از نوع ۱۰۰ و ۲۰۰ و اس پی از سال ۱۹۷۵ آغاز گشت.

در میانه دهه هفتاد میلادی، هما پروازهای بدون توقف بسیاری را به طور روزانه به قاره اروپا انجام می داد، در این دوره هواپیمایی ملی ایران تنها در مسیر تهران-لندن بیش از سی پرواز هفتگی انجام می‌داد. خط هوایی تهران به فرودگاه جان اف کندی نیویورک در سال ۱۹۷۵ با بهره‌گیری از بوئینگ ۷۰۷ و با یک توقف در فرودگاه هیث‌رو لندن آغاز شد. با خرید بوئینگ های ۷۴۷ اس پی، هما این هواپیماهای دوربرد را در مسیر تهران-نیویورک به کار گرفت و به این ترتیب طولانی ترین خط هوایی بدون توقف جهان را راه اندازی کرد.

در ۸ اکتبر سال ۱۹۷۲ هما قرارداد خرید دو فروند هواپیمای مافوق صوت کنکورد را با کنسرسیوم انگلیسی-فرانسوی آن به امضا رساند. البته اين هواپيماها هرگز به ناوگان هما وارد نشدند، چرا كه در آوریل ۱۹۸۰ با توجه به روی دادن انقلاب ايران و دگرگون شدن سياست‌های حكومت، این قرارداد فسخ شد. هما آخرین شرکت هوایی خارجی بود که قرارداد خرید این هواپیما را فسخ می کرد.

در سال ۱۹۷۸ هما ۶ فروند ایرباس مدل A300 را برای به کارگیری در مسیرهای محلی از شرکت اروپایی ایرباس خریداری کرد و نخستین بهره بردار هواپیماهای ایرباس در خاورمیانه لقب گرفت. در پایان این سال هما به بیش از ۳۱ مقصد در داخل و خارج از ایران، از پکن و توکیو تا نیویورک به طور روزانه پرواز می کرد و در حال راه‌اندازی خطوط هوایی جدیدی به مقصد لس آنجلس و سیدنی بود.

در سال های پایانی دهه هفتاد، هواپیمایی ملی ایران به عنوان رو به رشدترین شرکت هواپیمایی جهان شناخته می شد و در عین حال یکی از ایمن‌ترین، مدرن‌ترین، و پردرآمدترین شرکت‌های هواپیمایی دنیا نیز به شمار می‌رفت. در سال ۱۹۷۶ هما پس از شرکت استرالیایی کوانتاس ایمن ترین شرکت هوایی جهان لقب گرفت. (تا پیش از انقلاب اسلامی تنها حادثه هما مربوط به سقوط یک فروند داگلاس دی سی ۳ این شرکت در سال ۱۹۵۲ می شد.) در آن سال ها هما سعی داشت از موقعیت استراتژیک ایران به عنوان نقطه‌ای میان شرق و غرب عالم به نحو احسن استفاده کرده و ایران را به مرکز ترانزیت بار و مسافر در جهان تبدیل کند. این روند با انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ به كلی متوقف شد.

 پس از انقلاب اسلامی

پس از پيروزی انقلاب اسلامی، با دگرگون شدن سياست‌هاي حكومت، انجام برخی پروازهای بین‌المللی هما تغيير نمود و از ۲۶ فوریه ۱۹۷۹، تعدادی از آنها نظیر تهران-تل آویو به كلی تعطيل شد. همچنين تهران به تنها مركز انجام پروازهای بین‌المللی شركت تبديل شد و قرار شد فرودگاه بین‌المللی شیراز تنها در موقع لزوم مورد استفاده قرار گيرد. بنابراين تمام فرودگاه های ایران به جز فرودگاه مهرآباد شبکه پروازهای بین‌المللی خود را از دست دادند.

 

آخرین فرود هما در فرودگاه جان اف کندی نیویورک در روز 7 نوامبر سال 1979 اتفاق افتاد. دولت آمریکا پرواز روز بعد هما را درحالی كه برای فرود آماده می شد به فرودگاه مونترال تغيير مسیر داد و اعلام کرد به دليل تنش های ايجاد شده در روابط دو كشور در جريان اشغال سفارت آمریکا در تهران، هواپيماهای ایرانی حق فرود در هيچ يک از فرودگاه های ايالات متحده را ندارند. اين خط هوایی پس از گذشت 28 سال هنوز بازگشایی نشده است. در سال 200۵ و در جریان سفر محمود احمدی نژاد، رئيس جمهور ایران به مقر سازمان ملل وی با جمعی از ایرانيان مقيم آمریکا دیدار نمود و با توجه به درخواست های مکرر آنان به رئیس سازمان هواپيمایی کشوری ایران دستور داد به پیگیرِی راه اندازی مجدد این مسیر هوایی بپردازد. با وجود نامه نگاری های صورت گرفته از سوی ایران هنوز پاسخی از طرف آمریکا دريافت نشده است. با تعطیلی خط هوایی نیوِیورک هواپیماهای بوئینگ ۷۴۷ اس پی هما به طور گسترده در مسیرهای آسیایی و اروپایی به کار گرفته شدند.

\

در دهه ۱۹۸۰ با توجه به جنگ هشت ساله ایران و عراق و مشکلات ناشی از آن پیشرفت چندانی در هما صورت نگرفت. در این دوران اكثر پروازهای داخلی و بین‌المللی شركت با لغو و يا تأخیرهای مكرر روبرو می شد. در آن زمان همچنین تمام پروازهای شركت به مقصد فرودگاه آبادان مركز فعاليت های نفتی ایران تعطيل شد. اين روند تا زمان برقراری آتش بس بين در سال ۱۹۸۸ يافت.

نام رسمی شرکت در سال ۱۹۸۱ به هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران تغییر یافت. در این سال هما ۱٫۷ میلیون مسافر را جابجا نمود.

 

با آغاز دهه ۱۹۹۰ میلادی با وجود افزایش شدید تقاضا برای سفرهای هوایی، به دلیل تحریم‌های اعمال شده علیه صنعت هوایی ایران از سوی آمریکا، هما تنها توانست چند فروند هواپیمای کوچک فوکر ۱۰۰ را از شرکت سازنده هلندی آن خریداری کند.

از مهم ترین اتفاقات دیگر دهه نود میلادی برای هما می توان به راه اندازی شرکت های هواپیمایی خصوصی در ایران اشاره کرد. با توجه به سیاست های دولت ایران در زمان ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی شرکت های هواپیمایی مختلفی مانند هواپیمایی ماهان، هواپیمایی کاسپین و کیش ایر تأسیس شدند که به انحصار هما در پروازهای داخلی و خارجی پایان بخشیدند. در حال حاضر شرکت هواپیمایی در حال رشد ماهان را می توان مهم ترین رقیب داخلی هما ارزیابی کرد.

در سالهای پایانی دهه ۱۹۹۰ با توجه به بهبود روابط جمهوری اسلامی ایران با اروپا در دوره ریاست جمهوری سیدمحمدخاتمی، هما توانست قرارداد خرید چند فروند هواپیمای مدرن ایرباس ای ۲۰۰-۳۳۰ را با شرکت اروپایی ایرباس نهایی کند، این قرارداد هم در سال ۲۰۰۱ با توجه به فشارهای ایالات متحده آمریکا لغو شد. در همان سال شرکت ۵ فروند ایرباس ای310-200 و 1 فروند ایرباس ای310-300 را به صورت دسته دوم از ترکیه خریداری کرد. از جدیدترین اقدامات هما می توان به خرید دو فروند ایرباس ای300-۶00 دسته دوم از شرکت المپیک ایرلاینز یونان اشاره کرد.

تحریم‌های آمریکا علیه ایران که شامل ممنوعیت فروش هواپیما و قطعات آن می شود مهم‌ترین مانع بر سر رشد هما به شما می رود. امروزه به دلیل این تحریم‌ها، هما ناوگانی فرسوده و قدیمی دارد. این شركت نه تنها جایگاه ممتاز جهانی خود در دهه هفتاد را به کلی از دست داده بلکه با سرمایه گذاری برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس مانند امارات عربی متحده، قطر و بحرین بر صنعت هوایی خود، در منطقه خاورمیانه نیز به عنوان یک شرکت هواپیمایی درجه دو شناخته می‌شود.

سانحه

بسیاری از پروازهای بین‌المللی هما به دلیل کمبودهای این شرکت متوقف شده و شبکه پروازی داخلی این شرکت نیز با وجود افزایش تقاضاها تغییر چندانی نکرده است. به دلیل عمر زیاد هواپیماهای این شرکت میزان تاخیر پروازهای آن نیز افزایش قابل ملاحظه‌ای یافته است. بسیاری از هواپیماهای هما به دلیل نقائص فنی جزئی بازنشسته شده‌اند، چرا که شرکت قدرت تعمیر و تامین قطعات یدکی آنها را ندارد. نمونه این هواپیماها را می توان در فرودگاه مهرآباد دید. یک بوئینگ ۷۴۷ اس پی این شركت نیز بعد از شکستن ارابه فرود آن در سال ۲۰۰۴ در فرودگاه پکن، بلا استفاده شده است. با این حال هما سعی دارد با اجاره یا خرید هواپیماهای دست‌دوم از کشورهایی مانند ترکیه یا خرید هواپیماهای روسی بخشی از کمبودهای خود را رفع کند.

در ژوئن سال ۲۰۰۶ میلادی پنج کشور عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد به اضافه آلمان پیشنهادی به جمهوری اسلامی ایران ارائه دادند که براساس آن به ازای تعلیق فعالیت های هسته‌ای امتیازاتی به ایران تعلق می گرفت، از جمله این امتیازات لغو تحریم های هوایی علیه ایران بود. البته با توجه به پاسخ منفی ایران به این پیشنهاد به نظر می رسد تحریم ها در سال های آینده نیز ادامه یابد.

برای دیدن فیلم اتش سوزی هواپیمای فوکر ۱۰۰ در فرودگاه مهراباد در زیر کیلک کنید

http://

 

Iran Air Fleet
Aircraft Total Passengers Routes Notes
Airbus A300 12 264 Domestic and International
Airbus A310-300 2 167-203 Domestic and International
Airbus A310-200 6 167-203 Domestic and International stored at Tehran
Boeing 727-200 4 154 Domestic and International
Boeing 747-100 1 446 International
Boeing 747-200 5 448 International
Boeing 747-400 1 438 International
Boeing 747-SP 2 316 Domestic and International
Fokker F100 17 102 Domestic and International
McDonnell Douglas MD-82 11 140-160 Entry Into Service: 2008 - 2009
Tupolev 204-100 35 (On Order) Entry Into Service: 2009 - 2012
Total 50 + 46 Orders

|+| نوشته شده توسط محمد امین فدائی در یکشنبه هجدهم فروردین 1387  |
 نوروز ایرانیان در کنار کوروش سانسور شد !

سانسور شديد خبری در ارتباط با تعداد مسافران نوروزی

   به تخت جمشيد، پاسارگاد، فردوسی و مناطق غيرمذهبی

امسال نيز چون سال گذشته توريست های های ديدار کننده از فردوسی بزرگ،  پاسارگاد و تخت جمشيد، حافظيه و بناهای تاريخی  از بالاترين تعداد توريست های نوروزی بوده اند. مسافرت به اين مکان های تاريخی و با اهميت از چند روز به نوروز مانده شروع شد.

در لحظه سال تحويل حدود 1000 ايرانی که بيشترشان دختران و پسران جوان بودند سفره هفت سين شان را در کنار پاسارگاد، آرامگاه پدر حقوق بشر ايران گذاردند و از آن لحظه تا کنون لحظه ای اين منطقه های تاريخی خالی از جمعيت نبوده است.

 

  

با اين حال تا امروز  هيچ کدام از روزنامه های داخل ايران اجازه انتشار و خبری درباره اين استقبال را نداشته اند و در حالی که خبرهای مربوط به مسافران شهرهای مذهبی و يا شهرهای ديگر را می نويسند در هيچ کجا نامی از پاسارگاد  و تخت جمشيد و  فردوسی نيست !

 

 

 

www.savepasargad.com

|+| نوشته شده توسط محمد امین فدائی در یکشنبه یازدهم فروردین 1387  |
 یک ساعت خاموشی در اعتراض به گرم شدن زمین / دهم فروردین 87

ساعت زمین از همه ساکنین زمین خواست برای پیوستن به هشدار دهندگان جهانی افزایش گازهای گلخانه ای همه چراغها و وسایل برقی غیر ضروری را به مدت یک ساعت در ۲۹ مارس ( ۱۰ فروردین ) از ۸ تا ۹ شب به وقت تهران خاموش کنند.

همان طور كه در ۲۹ مارس سال گذشته ۳۰ ميليون نفر در ۲۴ شهر جهان براي مقابله با افزايش گرماي زمين همه چراغها و تلويزيونها را دريك ساعت خاموش كردند.امسال نيز به دنبال اين حركت بسياري از شهرهاي مهم جهان همراهي خود را با اين حركت اعلام كرده اند كه مي توان به سيدني استراليا و اتاوا و ونكوور از كانادا و چند شهر ديگر اشاره كرد.

 

به علت اين كه تغييرات آب و هوايي يك مسئله جهاني است و هر خطري كه هر جاي زمين را تهديد كند براي ما  ايراني ها هم ايجاد خطر مي كند پس ما نيز به عنوان اعتراض به گرم شدن زمين در ۱۰ فروردين ۱۳۸۷ از ساعت ۸ تا ۹ شب به وقت ایران همه چراغها و وسايل برقي غير ضروري خود را خاموش مي كنيم.

|+| نوشته شده توسط محمد امین فدائی در یکشنبه یازدهم فروردین 1387  |
 برای اباد کردن دبی تمام ایران را نابود می کنید ؟

 

سفر به دبی = فریب بزرگ

افراد زیادی در ایران هستنند که با زحمت و مشقت شبانه روزی سعی دارند که توریست ها را از ایران دور کنند و به سمت دبی هدایت کنند

تور دبی

سعی انها شامل مردم داخل خود ایران هم میشود بطور مثال سعی دارند تا از سفر ایرانیان به جزیره کیش جلوگیری کنند تا مسافران بیشتری به دوبی هدایت شوند و امارات اباد تر شود

دی تو دی یک بازار کاملا به درد نخور که همه ایرونیا گول تبلیغاتش رو می خورند   جالب اینکه فروشگاه دی تو دی نه تنها یکی بلکه به جرات میتوان گفت بی ارزش ترین بازار و بنجل ترین اجناس ساخت کشور چین و پاکستان و در مکان بد ترین منطقه دبی میباشد ولی با تبلیغات گسترده و کاملا کذب برخی از مدیران شبکه های ماهواره ای بی هویتی مانند حمید شبخیز به میعادگاه مسافران ایرانی تبدیل شده ولی زمانی متوجه این اشتباه خود میشوند که کار از کار گذشته است

برای درک بهتر این واقعیت تخفیف های ویژه هوایپما به دبی در مقابل پرواز ها به جزیره کیش خیلی جالب است

همچنین تخفیف های بیشتر گمرکی برای کالا های وارد شده از دبی و افزایش گمرکی کالا وارد شده از جزیره کیش هم خیلی جالبه و تا انجا که من خبر دارم گمرک و هواپیمای در ایران یک سازمان دولتی و زیر نظر مستقیم ریاست جمهور اداره و سیاستگزاری  میشود  

 

نتیجه بیش از یک میلیون و پانصد هزار مسافر ایرانی در سال گذشته برای کمک به اقتصاد دبی و نابودی اقتصاد داخلی و ورشکستگی کامل مناطق ازاد تجاری ایران ( کیش - قشم - چهار بهار - سیرجان )

من واقعا از این عاشقان امارت در داخل حکومت سئوال دارم چرا خیلج فارس را عربی  اعلام نمیکنند ؟

اگر از افرادی مانند من و شما خجالت میکشند باید بدانند که نگران ما نباشند چون ما همان موقع که فهمیدیم ۹۵ ٪ دختران و زنان با مساعدت هواپیمای ماهان برای خودفروشی به دبی رفته اند احساس غیرت نداشتن را درک کردیم و با بخشیدن دریای خزر این احساس ما طبیعی شد

حراج دختران ایرانی در دبی و فجیره

البته این دختران دیگر از خود اختیاری ندارند زیرا اگر از خود فروشی خود ممانعت کنند اسامی انها در اختیار .... در امارات قرار خواهد گرفت و بعد از دیپورت به ایران باید در مقابل دادگاه و شلاق و سنگسار قرار گیرند بنابراین  حراج تن خود را بهتر از سنگسار خود میدانند  

البته افراد با شرف و وطن پرستانی همچون اقای حسین ثابت ( مالک هتل داریوش کیش ) هم هستنند که هویت ایرانی را زنده نگه داشته اند

تصویر بالا :

هتل بزرگ داریوش هتل ۵ ستاره‌ای در جزیره کیش است که با سرمایه‌گذاری حسین ثابت ساخته شد. این هتل با الهام از تخت جمشید بصورت سمبلی از افتخار و عزت ایران باستان در دوران هخامنشیان ساخته شده‌است.

این هتل دارای ۱۶۸ اطاق می‌باشد و با سرمایه‌ای معادل ۱۲۵ میلیون دلار ساخته شده‌است.

|+| نوشته شده توسط محمد امین فدائی در یکشنبه یازدهم فروردین 1387  |
 کریستین امانپور و سی ان ان

هنگامی كه در سال 1979 و با وقوع انقلاب اسلامی‏، محمد و پاتریشیا همراه با دو دخترشان «كریستین» و «الیزابت» مثل خیلی از ایرانیان دیگر جلای وطن كردند و راهی سرزمین آرزوها شدند، كریستین 21 ساله هنوز نمی‌دانست در زندگی چه آرزویی دارد.

وقتی الیزابت برای تحصیل در رشته روزنامه‌نگاری در دانشگاه «رودآیلند» ثبت‌نام كرد و تقریباً بلافاصله پشیمان شد، دفتر مالی دانشگاه حاضر نشد پول شهریه را به خانواده «امان‌پور» پس بدهد، اما به آن‌ها اجازه داد تا شخص دیگری را جایگزین الیزابت كنند. به این ترتیب كریستین دل به دریا زد و به جای خواهرش سر كلاس‌های روزنامه‌نگاری دانشگاه رودآیلند حاضر شد تا به گونه‌ای كاملاً تصادفی راه خود را در زندگی پیدا كند... راهی كه از بوسنی، افغانستان، ایران، رواندا، فلسطین، سودان، لبنان، سومالی، عراق و هر جای دیگری می‌گذشت كه در سر خط خبری رسانه‌های جهان قرار می‌گرفت. امان‌پور طی این سال‌ها در صحنه مهم‌ترین رویدادهای جهانی حاضر بوده است و با سرشناس‌ترین رهبران جهان (مثل: تونی بلر، ژاك شیراك، محمود عباس، یاسر عرفات، پرویز مشرف، میخائیل گورباچف، سید محمد خاتمی و...) مصاحبه‌های اختصاصی انجام داده است. به این ترتیب كریستین امان‌پور خود به مشهورترین و موفق‌ترین گزارشگر تلویزیونی در سراسر جهان تبدیل شده است.



اما وقتی كه سال گذشته امان‌پور به دعوت دانشگاه میشیگان برای دریافت مدرك افتخاری و سخنرانی برای دانشجویان به این دانشگاه رفت، حرفی از نقش شانس و تصادف در زندگی نزد و در عوض با نقل قولی از «رونالدینیو» فوتبالیست برزیلی، گفت: «خداوند به هر یك از ما استعداد خاصی داده است. بعضی‌ها خوب می‌نویسند. بعضی‌ها خوب می‌رقصند. او به من هم مهارت و استعداد فوتبال بازی كردن داده است و من هم حداكثر بهره را از آن می‌برم.»

او سپس از دانشجویان دانشگاه میشیگان خواست تا پس از فارغ‌التحصیلی به دنبال عشق و استعداد خود و آن چیزی بروند كه آهنگ ضربان قلب‌شان را شدت می‌بخشد؛ یعنی دقیقاً همان كاری كه او در زندگی‌اش انجام داده است.

این كه یك گزارشگر آمریكایی در سخنرانی‌اش از یك فوتبالیست برزیلی نقل قول كند، همان‌قدر عجیب است كه مثلاً «عادل فردوسی‌پور» حین اجرای برنامه «نود» نقل قولی از یك بازیكن راگبی پاكستانی بیاورد! اما در مورد كریستین امان‌پور، توجیهات شجره‌نامه‌ای زندگی‌نامه‌ای خوبی برای كاهش میزان تعجب شما وجود دارد.



لندن تهران لندن

«كریستین امان‌پور» در 12 ژانویه 1958 از پدری ایرانی و مادری انگلیسی در لندن متولد شد. پدر كریستین «محمد امان‌پور»، یكی از مدیران شركت هواپیمایی «هما» بود و مدت كوتاهی پس از تولد كریستین، همراه با خانواده‌اش راهی تهران شد. خانواده امان‌پور در تهران زندگی مرفهی داشتند و تصمیم گرفتند كریستین را برای تحصیل به مدارس شبانه‌روزی انگلستان بفرستند. به این ترتیب بود كه كریستین 11 ساله بار دیگر در سال 1969 برای تحصیل، راهی مدرسه شبانه‌روزی «صلیب مقدس» در باكینگهام شایر انگلستان و سپس مدرسه «نیوهال» شد كه آموزشگاه مشهوری ویژه دختران كاتولیك بود. به این ترتیب كریستین تحت تأثیر مادر انگلیسی و تربیت مذهبی حین تحصیل در این دو مدرسه شبانه‌روزی، مسیحیت را به عنوان مذهب خود انتخاب كرد.

كریستین تازه تحصیلات خود در انگلستان را به پایان رسانده بود و به خانه پدری‌اش در تهران بازگشته بود كه روزی پدرش در حالی كه سر همان جای همیشگی‌اش در اتاق نشیمن نشسته بود، او را صدا می‌كند و می‌گوید: «می‌دانی كریستین‌؟ زندگی‌ای‌ كه‌ تا امروز می‌كردیم‌ به زودی‌ به‌ پایان‌ می‌رسد، چون‌ دارد انقلاب‌ می‌شود و همه‌ چیز به كلی‌ عوض‌ خواهد شد...» به این ترتیب بار دیگر دست تقدیر مسیر زندگی كریستین را تغییر داد.



با دوچرخه در راه CNN

كریستین همراه با خانواده‌اش به آمریكا مهاجرت كرد و همان‌طور كه اشاره كردیم، به گونه‌ای كاملاً تصادفی در دانشگاه رودآیلند مشغول تحصیل در رشته روزنامه‌نگاری شد. او پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه رودآیلند مدت كوتاهی در شبكه WJAR رودآیلند كه یكی از شاخه‌های محلی شبكه NBC بود كار كرد و پس از آن در سال 1983، تصمیم گرفت به یك شبكه خبری معتبرتر و بزرگ‌تر بپیوندد. كریستین امان‌پور تقریبا برای تمام شبكه‌های تلویزیونی مهم آمریكا، درخواست استخدام فرستاد و گاه تا پای مصاحبه هم رفت، اما همگی‌شان او را به خاطر لهجه خارجی، موهای سیاه و وزوزی، نام غیرقابل تلفظ و... رد كردند. اما گوش كریستین به این حرف‌ها بدهكار نبود و آن قدر پافشاری كرد تا در نهایت از سوی شبكه تازه‌تاسیس CNN به عنوان دستیار در سرویس بین‌الملل استخدام شد و به قول خودش: «با یك چمدان، دوچرخه و صد دلار پول» به دفتر CNN در آتلانتا رفت.



او نیز مانند همه‌ تازه‌كارها‌ كار خود را با قهوه‌ بردن‌ برای‌ دبیران ‌خبر آغاز كرد، اما خیلی زود به خاطر استعداد و سخت‌كوشی‌اش مورد توجه قرار گرفت. كریستین آخر هفته‌ها و روزهای تعطیل نیز سر كار می‌رفت و شبانه‌روز تلاش می‌كرد تا پله‌های ترقی را چهار دست و پا و با چنگ و دندان بالا برود تا بالاخره به همان كسی تبدیل شود كه آرزویش را داشت: «یك گزارشگر سرویس خارجی كه با پول دیگران به گوشه و كنار جهان سرك می‌كشد و خبر تهیه می‌كند، خود را به خطر می‌اندازد و از هیجان سرشار می‌شود.»

امان‌پور در سال 1986 به عنوان خبرنگار CNN به شرق اروپا فرستاده شد تا تحولات آخرین سال‌های جنگ سرد و سقوط كمونیسم را پوشش بدهد. گزارش‌های امان‌پور از شرق اروپا همان چیزی بود كه جای پای او را در CNN محكم كرد و باعث شد مورد توجه روسای این بنگاه خبری قرار بگیرد. كریستین امان‌پور در سال 1989 به سمت گزارشگر سرویس خارجی CNN ارتقا یافت و طی آخرین ماه‌های دهه 80 میلادی انقلاب‌های دمكراتیكی را كه در پی سقوط كمونیسم و دیوار برلین سراسر اروپای شرقی را در می‌نوردید، پوشش داد.



آب در كوزه و...

اما دست تقدیر این گونه رقم زده بود كه كریستین امان‌پور برای دستیابی به موفقیت و شهرت واقعی، پس از یك دور گردش كامل به گرد جهان، بار دیگر به خاورمیانه و منطقه خلیج فارس برگردد. تجاوز عراق به كویت و تهاجم نیروهای ائتلافی به رهبری آمریكا به عراق در سال 1990 این فرصت را در اختیار امان‌پور گذاشت تا به قول یكی از همكاران باسابقه‌اش: «صدای شخصی» خودش را در گزارش رویدادها پیدا كند. در عین حال پوشش بی‌نظیر جنگ خلیج ‌فارس از سوی امان‌پور و همكارانش شبكه خبری CNN را نیز هم‌پای «بی‌بی‌سی» در زمره معدود شبكه‌های خبری معتبر و صاحب نفوذ در مقیاس جهانی قرار داد.

امان‌پور كه اغلب بدون آرایش و با لباسی ساده و تكراری در برابر دوربین تلویزیون حاضر می‌شد، طی این مدت به خاطر تهیه گزارش‌هایی دقیق، تاثیرگذار و لحن كوبنده و تكان‌دهنده‌اش در پوشش فجایع انسانی، توجه مخاطبان تلویزیونی در سراسر جهان را به خود جلب كرد.

امان‌پور خود در این باره می‌گوید: «هنگامی كه در جریان جنگ خلیج فارس یكی از همكارانم به من گفت كه باید صدای شخصی خود را در گزارش‌هایم پیدا كنم، درست نفهمیدم منظورش چیست. اما حدود دو سال بعد، در میان معركه‌ جنگ بوسنی، این اتفاق برای من افتاد. من در میانه بزرگترین جنگ و نسل‌كشی اروپا پس از جنگ جهانی دوم در شهرهایی چون سارایوو و سربرنیتسا بودم. در روز روشن و جلوی چشم ما آدم‌ها سلاخی می‌شدند. این صحنه‌های فجیع كافی بود تا زبان هر كسی از وحشت و نفرت بند بیاید، اما درست در برابر همین صحنه‌ها بود كه من و بسیاری دیگر از همكارانم صدا و زبان شخصی‌مان را نه‌تنها به عنوان خبرنگار و گزارشگر، بلكه به مثابه‌ شهروندان جهانی، پیدا كردیم.»

گزارش‌هایی كه امان‌پور و همكارانش از دل جنگ بوسنی به شبكه‌های خبری جهان مخابره كردند، باعث شد تا در نهایت سازمان‌های بین‌المللی و قدرت‌های جهانی در این «جنگ داخلی» دخالت كنند و جلوی نسل‌كشی مسلمانان را بگیرند. امان‌پور همچنین بیش از هر خبرنگار بین‌المللی دیگری در منطقه بالكان بوده است و به پوشش درگیری‌ها و نسل‌كشی‌های این منطقه طی چندین سال متوالی پرداخته است. به همین خاطر مسئولان شهر سارایوو در سال 2006 به امان‌پور عنوان شهروند افتخاری این شهر را اعطا كردند.

پوشش امان‌پور به جنگ خلیج فارس و در پی آن درگیری‌های بالكان و گزارش‌هایی كه از دل خطر به روی آنتن شبكه‌های تلویزیونی آمریكا می‌فرستاد، باعث شد تا طی این سال‌ها امان‌پور نه در میان همكارانش، بلكه در میان مردم عادی آمریكا و دیگر نقاط جهان نیز به چهره‌ای محبوب و شناخته شده تبدیل شود.

امان‌پور به گفته خود، همیشه تلاش می‌كند تا «چهره‌ای انسانی» به گزارش‌های خود ببخشد، به گونه‌ای كه تك‌تك بینندگان عمق فجایعی را كه اغلب موضوع گزارش‌های امان‌پور است، در اعماق وجودشان حس كنند. امان‌پور می‌گوید: «من اعتقاد دارم اگر اخبار و گزارش‌ها به گونه‌ای تهیه شود كه با تك‌تك مخاطبان رابطه‌ای شخصی و حسی برقرار كند، توجه و واكنش آن‌ها را بر می‌انگیزد.»



رسالت ژورنالیست: كودك و لاشخور

«كوین كارتر» عكاس مشهور آمریكایی، در سال 1993 برای عكاسی از قحطی‌زدگان سودانی به این كشور سفر كرد. كارتر، در جریان یكی از جست‌وجوهایش متوجه صدایی در پشت درخت‌ها شد و وقتی پشت درخت‌ها سرك كشید، دختربچه لاغر و رو به مرگی را دید كه خود را روی زمین به سوی اردوگاه سازمان ملل می‌كشید. كارتر در همین هنگام متوجه لاشخوری شد كه چند متر آن سوتر نشسته است و مرگ كودك را انتظار می‌كشد. كارتر حدود بیست دقیقه برای عكاسی از زاویه مناسب حول كودك و لاشخور می‌گشت تا در نهایت عكس خود را به بهترین وجه ممكن بگیرد. عكس كارتر در 26 مارس 1993 در روزنامه «نیویورك تایمز» منتشر شد و در همان سال نیز جایزه «پولیتزر» را از آن كارتر كرد. اما كارتر پس از عكاسی از این صحنه دچار چنان افسردگی و عذاب وجدانی شد كه در نهایت در 27 ژوئیه 1994 به زندگی خود پایان داد.

عكس كارتر، اكنون مثالی كلاسیك در كلاس‌های «اخلاق روزنامه‌نگاری» است. روزنامه‌نگاران متعهدی كه به قدرت رسانه‌ها ایمان دارند، می‌گویند كارتر با عكاسی از این صحنه جان هزاران كودك دیگر را نجات داد، در صورتی كه اگر دوربین خود را به كناری می‌گذاشت و كودك را نجات می‌داد، تنها شاید یك كودك را نجات داده بود.

كریستین امان‌پور نیز در زمره كسانی است كه به قدرت رسانه‌ها ایمان دارد و می‌گوید كه خبرنگاران و گزارشگران با ارائه تصاویری واقعی از دل رویدادهای فاجعه‌بار، سرنوشت آدم‌ها را تغییر می‌دهند. امان‌پور از این جهت به خاطر پوشش جنگ بوسنی به خود و همكارانش بسیار می‌بالد و می‌گوید: «در حالی كه رهبران جهانی در برابر وقایع بالكان شانه بالا می‌انداختند و آن را یك جنگ داخلی می‌نامیدند، ما خبرنگاران و گزارشگران گفتیم نه! این گونه نیست. این یك نسل‌كشی علیه مسلمانان در خاك اروپا است كه باید هر چه زودتر متوقف شود.»

امان‌پور از این كه خود و همكارانش نقشی هر چند كوچك در جهان امروز بازی می‌كنند، احساس غرور می‌كند و می‌گوید: «پس از جنگ بالكان بود كه متوجه شدم ما دارای چه توانایی و موقعیتی هستیم. از همان زمان تصمیم گرفتم تا از جایگاه استثنایی شبكه CNN و مخاطب بین‌المللی آن در خدمت حقیقت استفاده كنم.»

همین عشق و اعتقاد به ژورنالیسم و باوری كه امان‌پور به ایجاد تغییراتی هرچند كوچك از این طریق در جهان امروز دارد، برای او شماری از معتبرترین جوایز این رشته (از جمله دو جایزه جرج پولك، 9 جایزه امی و دو جایزه پیبادی) را به ارمغان آورده است.



پیاده نظام بوش یا سخنگوی القاعده؟

با این حال حقیقت و واقعیت، همان‌قدر كه در فلسفه محل بحث و اختلاف‌نظر است، در روزنامه‌‌نگاری و ژورنالیسم نیز محل اختلاف است. فلاسفه پست‌مدرن كه به كل منكر قضیه شده‌اند و اعلام كرده‌اند كه همه چیز نسبی است، حتی حقیقت و هیچ حقیقت واحد و مطلقی وجود ندارد، بلكه تنها برداشت‌ها و قرائت‌های ما از واقعیت و حقیقت وجود دارد.

در این وضعیت، كار گزارشگری كه وظیفه‌اش پوشش عینی و انتقال «حقیقت» یك ماجرای خبری مهم به بینندگانی در سراسر جهان است، بیش از پیش دشوار می‌شود. به همین خاطر هر روزنامه‌نگار و گزارشگری در طول دوران حرفه‌ای بارها با اتهام جانبداری و دخالت اغراض شخصی در پوشش اخبار و رویدادها روبرو می‌شود. حال اگر این گزارشگر كریستین امان‌پور باشد كه در بیست سال اخیر از صحنه مهم‌ترین رویدادهای جهانی (از جنگ خلیج فارس تا توفان كاترینا؛ از سونامی تا درگذشت پاپ ژان پل دوم) گزارش تهیه كرده است، این اتهام‌ها دوچندان می‌شود.

در عین حال گاه نیز شرایط و فشارهای خارجی باعث می‌شود تا روزنامه‌نگاران و گزارشگران نتوانند آن گونه كه خود می‌خواهند آینه‌ تمام‌نمایی در برابر واقعیت باشند. امان‌پور خود در نخستین ماه‌های پس از اشغال عراق از سوی نیروهای آمریكایی در سال 2003، از فشارهایی كه در مورد چگونگی پوشش جنگ عراق به رسانه‌های آمریكایی وارد می‌شد، پرده برداشت.

امان‌پور كه در یك شوی تلویزیونی در شبكه CNBC شركت كرده بود، گفت رسانه‌های دست‌راستی چون فاكس‌نیوز، دولت بوش و دستگاه‌های امنیتی چنان جوی را در مورد چگونگی پوشش جنگ عراق به وجود آورده بودند كه بسیاری از رسانه‌ها مجبور به خودسانسوری شده‌اند. امان‌پور گفت: «در كمال تأسف باید بگویم كه شبكه CNN و دیگر شبكه‌های خبری، در مورد پوشش جنگ عراق آزادی عمل كافی نداشتند.»

هنگامی كه تینا براون، مجری این شوی تلویزیونی، از امان‌پور پرسید كه آیا هیچ‌گاه در طول پوشش جنگ عراق، مجبور شده است به خاطر این فشارها از پوشش یك سوژه خبری خودداری كند، امان‌پور پاسخ داد: «این جا مسئله توانستن یا نتوانستن مطرح نیست. مسئله لحن و نگاه مطرح است. در بسیاری موارد من و همكارانم نتوانستیم آن گونه كه می‌خواهیم صریح و سرسخت باشیم.»

سخنان امان‌پور در این شوی تلویزیونی با واكنش جدی شبكه فاكس‌نیوز مواجه شد كه در طول این برنامه از سوی امان‌پور، پیاده‌نظام بوش خوانده شده بود. ایرنا برینگاتی، سخنگوی فاكس‌نیوز، در فردای پخش این برنامه تلویزیونی در پاسخ به ادعاهای امان‌پور گفت: «اگر قرار به انتخاب باشد، ما ترجیح می‌دهیم پیاده‌نظام بوش باشیم تا سخنگوی القاعده.»



مادر داریوش، همسر جیمز

كریستین امان‌پور در سال 1998 با «جیمز روبین» سخنگوی وقت وزارت امور خارجه آمریكا در دولت «بیل كلینتون» ازدواج كرد و در سال 2000 از او صاحب فرزندی به نام داریوش شد.

امان‌پور هنگامی كه در سال 2002 به عنوان مهمان در شوی تلویزیونی «اپرا» شركت كرده بود، درباره تأثیر بچه‌دار شدن در زندگی حرفه‌ای‌اش گفت: «از وقتی مادر شده‌ام كمی بیشتر مواظب خودم هستم و پیش از آن كه خود را میان آتش وگلوله بیاندازم، خوب موقعیت را می‌سنجم. البته به هر حال كار خودم را انجام می‌دهم اما با احتیاط بیشتر. انگار از وقتی بچه‌دار شده‌ام نسبت به خطری كه هر لحظه تهدیدم می‌كند، آگاه‌تر شده‌ام.»

بر اساس آمار، هر ساله تعداد زیادی از خبرنگاران و گزارشگران جان خود را در حین پوشش اخبار جنگ‌ها و درگیری‌های داخلی و خارجی از دست می‌دهند. در این میان كریستین امان‌پور كه در حدود 20 سال اخیر در خط مقدم جبهه هر جنگی كه در جهان درگرفته حاضر بوده است، به زندگی در كنار خطر عادت كرده است.

«اپرا وینفری» در همان شوی تلویزیونی سال 2002 كه به علت حضور دو تن از زنان حاضر در فهرست 100 زن بانفوذ و قدرتمند مجله «فوربس»، بینندگان زیادی را به خود جلب كرده بود، از امان‌پور پرسید: «وقتی تو را روی صفحه تلویزیون در وسط معركه‌ جنگ‌ها و درگیری‌ها می‌بینیم، خیلی نترس و شیردل به نظر می‌آیی؟ اما تا حالا شده كه زیر این چهره خونسرد و بی‌تفاوت، از چیزی بترسی؟» كریستین امان‌پور در پاسخ به سئوال اپرا گفت كه او هم مثل بقیه انسانی عادی است كه به خاطر حرفه‌اش، به ناچار بخش عمده‌ای از طول زندگی‌اش را در شرایطی سخت و خطرناك می‌گذراند. امان‌پور گفت: «با این حال به مرور زمان و بر اثر كسب تجربه، آدم یاد می‌گیرد كه چطور در شرایط خطرناك از خودش محافظت كند و در عین این كه كارش را انجام می‌دهد، تا حد ممكن از خطر دور بماند.»

amanpour.jpg

او بوی باروت می دهد!

هنگام تهیه این گزارش، كریستین امان‌پور برای چندمین بار طی سال‌های اخیر برای تهیه گزارش‌هایی به ایران سفر كرده است. هنگامی كه شما این گزارش را می‌خوانید، او در گوشه‌ای دیگر از جهان و سرگرم پوشش یك رویداد خبری دیگر است. اما امان‌پور پس از سال‌ها حضور در جبهه‌های جنگ و درگیری بوی باروت می‌دهد و هم‌زمانی سفر او به ایران با افزایش تنش و جنگ لفظی میان ایران و آمریكا شاید چندان نشانه خوبی نباشد؛ چنان كه بسیاری از سربازان ارتش آمریكا به شوخی می‌گویند CNN را نگاه می‌كنند تا ببینند امان‌پور در كدام گوشه جهان است تا خود را برای اعزام به آن جا آماده كنند!

amanpour.jpg

|+| نوشته شده توسط محمد امین فدائی در یکشنبه یازدهم فروردین 1387  |
  ابن سینا ایرانی بوده یا تاجیک ؟
اقتصاد ایران به باد رفت

کمتر از ۳۰ سال ارزش پول و قدرت خرید مردم ۱۳۰ برابر بی ارزش شد

ولی حالا نوبت هویت ولی ماست که به باد برود

دیروز»   ترکیه رسما اعلام کرده بود مولانا ایرانی نبوده و از خود

می داند

امروز»  تاجیکستان در روی اسکناس های خودشان عکس ابن سینا

را بعنوان دانشمند تاجیک ( و نه ایرانی ) درج کرده !

فردا »   چه چیز به باد خواهد رفت ؟؟

|+| نوشته شده توسط محمد امین فدائی در جمعه دوم فروردین 1387  |
 بهترين های سال
 

سال نوی 1387 خورشيدي ـ ( سال 2547 )

 

نوروز بر شما شاد باد

 

بهترين های سال

 

در ارتباط با حفظ ميراث های فرهنگی و طبيعی ايرانزمين

برگزيده شده از سوی بنياد ميراث پاسارگاد

 

مرد سا ل

سيروس کار

پژوهشگر و کارگردان، ايرانی ـ آمريکايي

 و سازنده ی اولين فيلم  جهان درباره کوروش بزرگ

به خاطر تلاش های خستگی ناپذيرش برای به پايان رساندن فيلم «در جستجوی کورش»، که به طور کامل و با توجه به واقعيات تاريخی زندگی کوروش، و به خصوص در مورد صدور منشور حقوق بشر او، ساخته شده است. او اين فيلم را با سرمايه شخصی خود ساخته و اکنون، به ياری مردمان فرهنگدوست، در مرحله مونتاژ و ديگر مراحل پايانی آن است.

 

بهترين شخصيت سال

 

مهندس کورش زعيم

نويسنده، پژوهشگر، فعال سياسی و مسئول بخش پژوهشی بنياد ميراث پاسارگاد

به خاطر تلاش های مداومش در ارتباط با حفظ ميراث فرهنگی و طبيعی ايرانزمين، واکنش های شجاعانه و استثنايی اش در رويارويي با تخريب کنندگان ميراث فرهنگی، پيشنهادش برای تعيين«روز ملی ايران»در روز جهانی کوروش بزرگ، پيشنهادش برای تغيير قوانين يونسکو، و شکايت اش از تخريب کنندگان ميراث فرهنگی به دادگاه های کيفری بين المللی.

 

بهترين شخصيت  زن

خانم توران شهرياری

حقوقدان، شاعر، فعال فرهنگي

به خاطر عشق و علاقه اش به ميراث فرهنگي و طبيعی ايران، و تلاش هايش در سال های گذشته و به خصوص پس از در خطر افتادن تنگه بلاغی و آثار باستانی محوطه ی پاسارگاد و نيز برای کوشش هايش در راستای آگاهی دادن به مردمان پيرامون اهميت اين آثار با ايراد سخنرانی ها و سرايش شعرهای پر شور ملی.

 

بهترين کوشنده ی سال

 

آ آقای مهندس  مردآويج زياری

فعال سياسی، کارشناس راه و سازه های فضايي،  و مسئول کميته بين المللی نجات در انگلستان

بخاطر تلاش ها ی مداومش در جهت متوجه کردن غير ايرانی ها به مساله تخريب ميراث فرهنگی ايران به همراه بهمراه تيمی از ايران دوستان در هر يکشنبه در طی دو سال گذشته در برابر موزه بريتانيا و و ياری خواستن از مردمان جهان برای توجه دادن يونسکو به حفظ ميراث جهانی ايران.

 

بهترين ايرانشناس سال

 

آقای دکتر تورج پارسی

مسئول بخش تاريخی بنياد ميراث پاسارگاد. ايرانشناس، استاد جامعه شناسی

به خاطر تلاش های خستگی ناپذيرش در ارائه مطالب مربوط به ميراث فرهنگی و تاريخی، انجام مصاحبه های مکرر با رسانه ها در جهت آگاه سازی ايرانيان به خصوص جوانان خارج از کشور، و پيشنهاد ثبت «يلدا» در فهرست ميراث معنوی جهانی به يونسکو به صورت کاری مشترک با دکتر شاهين سپنتا.

 

بهترين وکيل سال

 

آقای دکتر محمدعلی دادخواه

از موسسين کانون وکلای حقوق بشر در ايران، و مسئول بخش حقوقی بنياد ميراث پاسارگاد

به خاطر اقدامات حقوقی اش  و پذيرش وکالت بدون دستمزد هزاران هزار ايرانی  در شکايت از مسولين آبگيری سد سيوند و تخريب منظر ميدان نقش جهان به دادگاه؛ و اعتراض حقوقی به روند خصوصی سازی ميراث فرهنگی ايران

بهترين پژوهشگر جشن های ملی

 

دکتر شاهين سپنتا

مسئول بخش جشن های بنياد ميراث پاسارگاد، پژوهشگر، فعال فرهنگي، و از موسسين حمايت از حيوانات و محيط زيست

به خاطر تلاش های مداوم و پيوسته اش  در امر جستجو، پژوهش، و جمع آوری مطالب مربوط به جشن های ملی ايران، و انتشار و گسترش به موقع آن ها، وهمچنين پيشنهاد ثبت «يلدا» در فهرست ميراث معنوی جهانی به يونسکو بصورت کاری مشترک با دکتر تورج پارسی.

 

بهترين باستانشناس سال

 

دکتر کاوه فرخ، کانادا، پژوهشگر، استاد باستانشناسی، و مسئول بخش باستانشناسی بنياد ميراث پاسارگاد

به خاطر نگارش کتاب با ارزش «سايه هاي در کوير»، درباره ايران باستانی به زبان انگليسی، و انتشار مقالاتی با ارزش در زمينه ی باستانشناسی ايران و در راستای آگاه کردن مخاطبان انگليس زبان

 

بهترين خبرنگاران سال

1ـ خانم زهرا کشوری ـ  ايران ـ خبرنگار خبرگزاری ميراث فرهنگي

به خاطر تهيه ی گزارش های درخشان و مستند از وضعيت حساس ميراث فرهنگی ايران، که انتشار آنها موجب شده تا فرهنگ دوستان آگاه شده و به موقع از تخريب های عمدی و غير عمدی آثار باستانی جلوگيری کنند.

 

2ـ مانيا منصور ـ آمريکا ـ خبرنگار راديو فردا

به خاطر نشان دادن سرعت عمل در انتشار خبرهای مربوط به ميراث فرهنگی در خارج از ايران و نيز جستجوی پي گير برای يافتن خبرهای مستند در اين زمينه.

 

3ـ نگار صالحی زاده، ـ ايران ـ خبرنگار بنياد ميراث پاسارگاد

به خاطر تلاش های داوطلبانه و بدون دستمزدش در تهيه خبرها و انجام مصاحبه هايي روشنگرانه در ارتباط با ميراث فرهنگی و طبيعی ايرانزمين

 

بهترين هنرمند  سال ( در رشته نقاشی)

 

محمد صالحی زاده ، ايران ـ طراح، نقاش، و عضو بنياد ميراث پاسارگاد

به خاطر آثار درخشانش در ارتباط با ميراث فرهنگی و به خصوص الهام گرفتن اش از منشور حقوق بشر کوروش و آرمان های انسانی او.

 

بهترين عکاس سال

اکبر نعمتی

به خاطر عکس ها و طرح های  مبتکرانه اش در ارتباط با ميراث های فرهنگی ايران

بهترين هنرمند مرد سال (در رشته آواز)

 

داريوش اقبالی

به خاطر شرکت و همکاری در برنامه ی يادواره ی کوروش بزرگ بمنظور ياری رسانی در کار پايان بردن فيلم «در جستجوی کوروش»

بهترين هنرمند زن سال (در رشته آواز)

 

سوسن ديهيم

به خاطر شرکت و همکاری در برنامه ی يادوارده ی کوروش بزرگ بمنظور ياری رسانی در کار پايان بردن فيلم «در جستجوی کوروش»

بهترين شاعر سال

 

سيد علی صالحی، ايران ـ

پژوهشگر و شاعر

به خاطر انتشار کتاب شعر «کورش، شهريار روشنايي ها»؛ کتابی ارزشمند با معيارها و ضوابط درست ادبی و ارزش های فرهنگی

بهترين ورزشکار سال

 

سعيد سعيدی، ايران ـ

 قهرمان دوچرخه سواری

به خاطر کيلومتر ها رکاب زدن از مشهد تا قونيه؛ به منظور رساندن نامه ی اعتراض  بنياد ميراث پاسارگاد به مسئولين فستيوال قونيه به دليل بی توجهی آنها به پيوند زبان و شعر مولانا با ايران بزرگ

 

بهترين انجمن ها، و کانون ها

1. انجمن يوزپلنگ ايرانی

به خاطر تلاش برای بالا بردن سطح آگاهی مردم و آموزش اهالی و چوپانان 5 روستای شهرستان بافق يزد در زمينه ی حفظ محيط زيست و جلوگيری از نابودی حيوانات در حال انقراض ايران

 

2. کانون فرهنگي لر بختياری، به سرپرستی آقای بهرام آبتين

به خاطر تلاش های مداوم در ارتباط با ميراث های فرهنگي و تاريخی استان خوزستان و به ويژه محوطه تاريخی و در خطر هرمز اردشير

بهترين موسسه فرهنگي ايران

بنياد نيشابور ـ به مديريت استاد جنيدی

به خاطر خدمات ارزنده ی بنياد در زمينه ی آموزش زبان های باستانی، برگزاری کلاس های فرهنگی، و توجه و انجام تحقيقات مربوط به شاهنامه و فردوسی بزرگ

 

بهترين تهيه کننده ی سال

 

سهراب اخوان، آمريکا،

تهيه کننده، مجری برنامه های تلويزيونی، و فيلمساز

به خاطر تهيه ی بهترين برنامه های تصويری ـ خبری مربوط به ميراث فرهنگي همراه با وسواسی هنرمندانه و نيز همکاری صميمانه در تهيه و اجرای برنامه های مربوط به ميراث های فرهنگي

 

بهترين خبری نويس سال

پرويز ناظريان، آمريکا

به خاطر تهيه و انتشار خبرهای مربوط به ميراث های فرهنگی ايران و به خصوص پخش بيانيه های مربوط به اين ميراث

 

بهترين نويسندگان گزارش های تحقيقی  سال

1ـ دکتر حسين آخانی، عضو هيات علمی دانشگاه تهران، ايران

 به خاطر انجام تحقيقاتی در مورد حذف نام خليج فارس در نشريات سازمان آمار و مقالات پژوهشی

 

2ـ اسدالله افلاکی، تهران ـ

به خاطر نگارش مقالات هشداردهنده اش در ارتباط با محيط زيست ايران

 

بهترين نويسنده در نشريات انگليسی زبان

1. اميل ايمانی، آمريکا ـ

نويسنده در نشريات انگليسی زبان (در اروپا و آمريکا)

به خاطر نگارش مرتب مطالبی در ارتباط با ميراث های فرهنگی  و طبيعی ايران و آشنا کردن انگليسی زبان ها با اهميت ميراث فرهنگی و تاريخی  ايران و بی توجهی های مسئولين دولتی  به اين ميراث؛ و نيز به خاطر نوشتن بيانيه ی اينترنتی و گردآوری امضا و اعتراض به سايت «گوگل» در مورد تغيير نام خليج فارس.

 

2. پروفسور ناصر کنعانی، آلمان

 به خاطر انتشار کتاب «باطری اشکانی» به زبان های آلمانی و انگليسی

و به خاطر سخنرانی های ارزنده ی ايشان در ارتباط  با مسايل علمی در ايران باستان

 

بهترين مجريان تلويزيونی

1. جمشيد چالنگی ـ برنامه ی تفسير خبر ـ صدای آمريکا

به خاطر اجرای برنامه های مربوط به ميراث فرهنگي و محيط زيست ايران و ارتباط آن با حقوق بشر

 

2. احمد بهارلو، برنامه ی ميزگردی با شما ـ صدای آمريکا

به خاطر برنامه های مربوط به ميراث های فرهنگي و تاريخي

 

3. حسين فرجی، خبرها و نظرها ـ تصوير ايران

به خاطر برنامه های متعدد مربوط به ميراث  های فرهنگي و تاريخی

 

4. علیرضا ميبدی ـ تلويزيون پارس

به خاطر اجرای برنامه های متعدد و تلاش هاي پي گیرش در ارتباط با سهم ايران در دريای مازندران (کاسپين)

 

5. شهرام همايون، کانال يک، آخرين لحظه

به خاطر اجرای برنامه های مخصوص مربوط به ميراث های فرهنگي، و به خاطر توجه دادن مردمان به پرچم شير و خورشيد

 

6. ايمان فروتن ـ اس او اس ايران

به خاطر همراهی با برنامه های مخصوص ميراث های فرهنگي، و تلاش هاي پی گیرش در اعتراض با تغيير نام خليج فارس.

 

7. هنگامه افشار ـ رو در رو، پارس

به خاطر برنامه های مربوط به ميراث های فرهنگي و تاريخي

 

بهترين مجريان راديويي

1. شکوه ارشادی ـ راديو گوتنبرگ ـ سوئد

2. حسين قويمي ـ راديو فردا ـ اروپا

 

3. محمد ضرغامی ـ  راديو فردا

 

4. رامش ـ صدای آمريکا ـ واشنگتن

 

به خاطر اجرای برنامه های آگاهی دهنده در ارتباط با ميراث فرهنگي

بهترين سايت های خبری،

به خاطر انتشار مرتب خبرهای ميراث فرهنگی و تاريخی ملی و بشری ايرانزمين

 1. خبرگزاری کورش (آقای پرويز هراتی نژاد)

 

2. خبرگزاری ايران پرس

 

3. مردانی نيوز (آقای اصغر مردانی)

 

4. سايت خبری گويا نيوز

 

5. سايت خبرگزاری جبهه ملی (آقای بيژن مهر)

 

6. پايگاه اينترنتی حزب مشروطه ايران (آقای بهمن زاهدی)

 

7. پم تی وی (آقای اميد اميدوار)

بهترين سايت های فرهنگی

به خاطر توجه مداوم و پيوسته  به ميراث های معنوی،  فرهنگي و تاريخي ايرانزمين

 

1. دانشنامه ايرانيکا ـ آقای دکتر يارشاطر

 

2. کانون پژوهش های ايرانشناختی ـ آقای دکتر جليل دوستخواه

 

3. فصلنامه ايران نامه (دکتر هرمز حکمت)

 

4.شاهنامه و ايران ـ آقای مازيار قويدل

 

5. کتابخانه گويا ـ خانم گيتی مهدوی

 

6. روزنامک ـ مسعود لقمان

 

بهترين وبلاگ ها:

به خاطر انتشار مطالب و  خبرهای مربوط به ميراث فرهنگی و تاريخی ايرانزمين

1. آريو نان و پنير

2. آونگ خاطره های ما

 

3. آناهيتا

 

4. احمد باطبی

 

5. هنر پاسارگاد

 

6. سرزمين جاويد

 

 7. فيلمکس مديا

 

8. روزنامک

و با سپاس خاص از کليه ی همراهان و همکاران

 بنياد ميراث پاسارگاد  و کميته نجات پاسارگاد،

که در طول سال گذشته در حد توان خود در پيشبرد کارها ياری رسانده اند

  

http://www.savepasargad.com/

 

|+| نوشته شده توسط محمد امین فدائی در جمعه دوم فروردین 1387  |
 سال نو مبارک
 

|+| نوشته شده توسط محمد امین فدائی در جمعه دوم فروردین 1387  |
 
 
بالا